دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهتشبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهتدر انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیستاگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهتزگرد راه برون آ که پیر دست به دیواربه اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهتبیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاهنمیرمد مگر از توتیای گرد سپاهتبیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیستتویی که سوده کمربند کهکشان به کلاهتجمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان دیدبه روی چون منی الحق دریغ چشم ونگاهتدر انتظار تو میمیرم و در این دم آخردلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهتاگر به باغ تو گل بردمید و من به دل خاکاجازتی که سر برکنم به جای گیاهتتنور سینه ی ما را ای آسمان به حذر باشکه روی ماه سیه می کند به دوده ی آهتکنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابتچه کوه های سلاطین که می شود پر کاهتتویی که پشت و پناه جهادیان خداییکه سر جهاد تویی و خداست پشت پناهتخدا وبال جوانی نهد به گردن پیریتو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت
استاد شهریار
اخلاص در عمل را از حضرت علی(ع) بیاموزیم...
ما را در سایت اخلاص در عمل را از حضرت علی(ع) بیاموزیم دنبال میکنید
برچسب: دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت, نویسنده: بازدید: 238 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 1:39